مقالات

پروانه برگخوار غلات

پروانه برگخوار غلات

Syringopais temperatella Led

.Syn. Scythris temperatella Led

.Elachistidae, Lep

Eng. Cereal leaf miner

برگخوار غلات یا مینوز برگ غلات که اغلب در استانهای جنوب و جنوب غربی شیوع دارد به اسامی محلی گوناگون گفته می شود. در خوزستان در نواحی شوشتر، مسجد سلیمان و رامهرمز به آن دفک (dafac) و در نواحی دزفول، شوشتر، دهلران، فکه و موسیان تحت عنوان شعله (Chaeleh) و در فارس در نواحی شیراز و کازرون به این آفت کرف (Keraf) و بالاخره در کشورهای عربی به آن دودی می گویند. این آفت حدود ۷۰ سال قبل از شوروی به ترکیه سرایت نموده و پس از جنگ اول جهانی در سال ۱۹۲۳ به سوریه و در حدود سال ۱۹۳۱ به لبنان و به مرور به کشورهای قبرس، اسرائیل و عراق انتشار یافته است. در مورد اینکه آفت مزبور بومی ایران است یا نه اطلاع دقیقی در دست نیست و احتمال می رود از عراق به ایران سرایت نموده باشد. تا سال ۱۳۳۰ هیچ کارشناسی در مزارع غلات کشور به این آفت برخورد ننموده است. قریب و عده ای از مروجین و زارعین خوزستانی و کازرونی اظهار نموده اند که این آفت از سال ۱۳۲۶ در خوزستان و فارس دیده شده است و میرزایانس نیز در سال ۱۳۳۴ در لار و در همان سال گاردن هاير (Gardenhire) در کازرون، بوشهر، دزفول، شوشتر و اهواز آفت را مشاهده کرده اند (اقلیدی، ۱۳۴۰).

حشره بالغ پروانه کوچکی است و پروانه های ماده معمولا کوچک تر از افراد نر هستند. طول بدن پروانه ماده ۵- ۵/۵ و عرض آن با بالهای باز تا ۱۲ میلیمتر و پروانه نر با طول بدن ۶- ۵/۶ و با عرض با بالهای باز تا ۱۸ میلیمتر است. در پروانه ماده بالهای روئی طلائی با حاشیه قهوه ای و سطح آنها را فلسهای زرد و سیاهی پوشانیده است. بالهای زیری تیره تا سیاه و در حاشیه موهائی وجود دارد. سینه و شکم سیاه و دارای پوشش کرکی زرد رنگ براق است. بالهای روئی پروانه نر طویل تر و با فلسهای طلائی پوشیده شده و بجای دو نقطه قهوه ای که روی بالهای روئی پروانه ماده است در پروانه نر دو لکه زرد روشن وجود دارد. تخمهای پروانه بیضوی و به طول نیم میلیمتر و عرض ثلث میلیمتر می باشد. رنگ تخمها زرد لیموئی و سطح آنها کنگره دار و پس از چند روز در سطح تخم ها فرورفتگی تولید می شود و جنین در داخل محفظه تخمی به شکل هلال ملاحظه می گردد.

پس از ۲۴ ساعت رنگ تخمها بزرد قهوه ای کمرنگ و تدریجا قهوه ای روشن و زرد قهوه ای مایل به قرمزی تبدیل می شود. لارو در موقع خروج از تخم به طول یک میلیمتر و به رنگ زرد می باشد و بعدا قهوه ای و در آخرین مرحله لاروی به رنگ خاکستری متمایل به زرد درمی آید. سرسیاه درخشان و آخرین قسمت سر به رنگ سیاه کدر و همرنگ با سینه اول است. اطراف سر از کرک پوشیده شده است. طول لاروهای بالغ ۱۲ الی ۱۵ میلیمتر و در موقع تکامل رنگ آنها از نقطه چین های زرد لیموئی تا قهوه ای روشن و بعد قهوه ای مایل بقرمز تغییر پیدا می کند. پیله تقریبا گرد دوکی شکل به عرض ۵/۱-۲ میلیمتر و طول ۶-۷ میلیمتر و ضخامت آن باندازه ای است که می توان لارو یا شفیره را داخل آن بزحمت مشاهده نمود. تقریبا در حدود ثلث میلیمتر بافت پوششی خارجی پیله ها سفید و مایل بخاکستری است. رنگ شفیره بلوطی به طول ۶- ۷ و ضخامت ۲ میلیمتر، شفیره بحالت آزاد و مستقیم در پیله قرار دارد(اقلیدی، ۱۳۴۰، ریونی، ۱۹۶۲).

در شرایط آب و هوائی خوزستان پروانه های آفت در اواخر زمستان و در حالیکه روی بوته های غلات نیز لاروهای زیادی از آفت مشغول تغذیه هستند ظاهر می گردند. ظهور پروانه ها در مسجدسلیمان ۲۸ بهمن، در شوشتر سوم اسفند و در دزفول کمی دیرتر مشاهده شده است. به طورکلی پروانه ها بطور دسته جمعی از اواخر اسفندماه ظاهر شده و تا اواسط فررودین ادامه دارد. براساس مطالعات بهرامی و حیدری در کرمانشاه (۱۳۷۲) شروع فعالیت آفت پس از بارندگیهای پائیزه و همراه با سبز شدن گندم و جو صورت می گیرد لاروهای آن از پارانشیم برگها تغذیه کرده و اپیدرم آنها را باقی می گذارند بطوری که قسمتهای خسارت دیده مزارع آلوده از دور سفید رنگ به نظر می رسد. زمستان گذرانی آفت به صورت لارو در داخل برگهای غلات و علفهای هرز میزبان صورت می گیرد.

در فروردین ماه لاروها از برگ خارج شده و در داخل پیله سفید تا خاکستری رنگی، حداکثر تا عمق یک سانتیمتری خاک به شفیره تبدیل می شوند. طول دوره شفیرگی در سرپل ذهاب ۷ روز، در صحنه ۲۰ روز می باشد. ظهور پروانه ها در سرپل ذهاب از اوایل فروردین ماه و در صحنه از نیمه اول اردیبهشت ماه صورت می گیرد. پروانه ها پس از جفتگیری در خاک تخمریزی می کنند. تخمها به رنگ زرد، بیضی شکل و کنگره دار بوده و به طور دسته ای و به تعداد ۸ تا ۱۷ عدد در زیر کلوخه ها و شکافهای موجود در خاک گذاشته می شود. متوسط تعداد تخمهای هر پروانه در شرائط آزمایشگاهی ۱۰ عدد بود. خروج لاروها از تخم در نیمه دوم اردیبهشت ماه صورت می گیرد و احتمالا این لاروها سرتاسر تابستان می توانند بدون تغذیه در خاک بسر برند و پس از اولین بارندگی های پائیزه فعالیت خود را بر روی گندم و جو و علفهای هرز میزبان شروع می کنند.

طبق بررسی های بهرامی و حیدری مینوز برگ غلات در مناطق سردسیر و گرمسیر استان کرمانشاه تنها یک نسل در سال دارد. طول عمر پروانه ها بطور متوسط ۱۷ روز و حشرات نر زودتر از ماده ها می میرند. پروانه ها هر روز پس از طلوع آفتاب بر روی برگهای غلات روبه آفتاب سر ببالا و روی گلهای گیاهان مختلف (همیشه بهار، پنیرک، به خصوص بابونه) نشسته و از نکتار و شبنم و شیره گلها تغذیه می نمایند و هنگام ظهر و هوای گرم بر فعالیت آنها افزوده می شود. روزهای بادی و طوفانی در شکافهای زمین و لابلای پاجوشهای گندم و کلش مخفی می شوند، در مواقع شب وسیله نور چراغ می توان آنها را جمع آوری نمود. اغلب به شکل دسته جمعی و دور هم لکه لکه در مزارع دیده می شوند. از صدای سرفه و داد و فریاد بهیچوجه هراسان و ناراحت نمی شوند ولی از برخورد با هرگونه حشره ای سخت هراسناک و گریزان می باشند. پروانه ها پس از سه روز تغذیه از شیره گلها و نکتارهای نباتی جفتگیری را شروع می نمایند. مدت جفتگیری ۱۵ الی ۲۰ دقیقه و پس از ۲۴ ساعت فاصله در موقعیکه حرارت به ۱۷ – ۱۸ سانتیگراد می رسد تخمریزی آنها شروع می شود. مدت تخمگذاری ۲ الی سه روز و تعداد تخم بطور متوسط ۷۴ و ماکزیمم تا ۱۲۷ عدد دیده شده است.

دوره جنینی از اواسط اسفند ۱۵ الی ۱۶ روز و در اواخر اسفند ماه ۹ الی ۱۰ روز و هر چه حرارت زیادتر می شود دوره انکوباسیون کمتر می گردد. تا کنون محل تخمگذاری آنها در ایران بطور قطعی بدست نیامده ولی در اسرائیل تخمگذاری آنها بیشتر در شکاف های زمین و کلوخه ها دیده شده است. لاروهای جوان پس از خروج در شکاف و عمقهای مختلف زمین فرو رفته و بدون فعالیت تا اولین بارندگیهای زمستان بحال دیا پوز باقی می مانند. بالاشوفسکی معتقد است که تخم ها باز نشده و تمام فصول تابستان و پائیز حشره بدین ترتیب بسر می برد و چند نفر دیگر معتقد به باز شدن تخمها در بهار هستند. در شرائط خوزستان این لاروهای جوان که ماههای تابستان را بحالت خواب گذرانده اند از اواخر آذرماه به مجردیکه حرارت سطح خاک تا عمق یک سانتیمتری گرم شد و به ۱۲ درجه سانتیگراد رسید از خاک بیرون آمده و تا اوایل اسفند ماه از برگ های غلات تغذیه می نمایند. بدین ترتیب که لاروهای جوان از نوک برگها وارد شده و بین دو اپیدرم از پارانشیم تغذیه می کنند. لاروها فضولات خود را در داخل حفره ای که بین دو اپیدرم ایجاد می کنند می ریزند.

فضولات ابتدا زرد رنگ و بعد به رنگ قهوه ای مایل به سیاه در می آیند. در فاصله زمانی مذکور معمولا سنین مختلف لاروی را روی برگها در حال تغذیه می توان مشاهده نمود. فعالیت لاروها ارتباط مستقیمی با رطوبت نسبی هوا دارد و مناسبترین رطوبت برای آن ۷۵ درصد می باشد. لارو پس از تغذیه از برگ از همان حفره ورودی خارج شده یا خود را روی زمین انداخته و از ساقه گندم دیگری بالا می رود و یا با تاری که با بزاق دهان تهیه می کند آویزان شده بروی برگهای دیگر انتقال و عمل تغذیه خود را ادامه می دهد. نقل وانتقال لاروها روی برگها بیشتر در روزهای آفتابی و آرام و بی باران از ساعت ۱۰ صبح الی سه بعدازظهر انجام می گیرد. فعالیت لاروها باندازه ای نیست که موجب توسعه و انتشار آفت گردد. در هر یک از برگها از ۱ تا ۹ عدد لارو و داخل یک برگ گندم به سنین مختلفه دیده شده است.

با محاسبه روی مزارع شديدا آلوده که تمام برگها و بوته های آن مبتلا بوده از ۲۱۰ عدد بوته گندم انتخابی که بالغ بر ۳۱۸۷ پاجوش داشته همه بوته ها و برگها و پاجوشها آلوده به لارو این آفت مشاهده گردیده است و جمعا از ۴۷۴۲ برگ تازه ۲۲۴۱ عدد لارو زنده جمع آوری شده است. تغذیه لارو از برگ گندم ۹ هفته تا دوماه و نیم به طول می انجامد و با تشکیل و رسیدن دانه ها فعالیت آنها متوقف می شود. در ماههای اسفند و فروردین لارو داخل زمین رفته تبدیل به شفیره در داخل پیله می شود و پس از ۸ الی ۱۲ روز پروانه آن ظاهر می گردد(اقلیدی ۱۳۴۰، ریونی، ۱۹۶۲). با توجه به مراتب مذکور این آفت در ایران فقط یک نسل در سال دارد.

در رابطه با مبارزه زراعی با اجرای شخم بهاره، رعایت تناوب زراعی و چرانیدن محصول سبز مزارع غلات آلوده از خسارت آفت می توان شدیدا جلوگیری نمود. در خوزستان در اراضی غلاتی که در سال گذشته پس از جمع آوری محصول شیار شده بود هیچگونه آلودگی مشاهده نگردیده است. بنابراین بهترین طریق مبارزه و مؤثر با این آفت شخم بهاره پس از دروی محصول می باشد تا تخمها و لاروهای جوان در مقابل بادهای گرم سوزان و خشکی زمین قرار گرفته از بین بروند. چنانچه بارندگی شود باید شخم را تجدید نمود تا تخمها و لاروها در برابر رطوبت کم و حرارت زیاد قرار گیرند. ضمنا کاشت صیفی جات در اراضی غله در تقلیل آفت بسیار مؤثر بوده است.

در کازرون نیز با چراندن محصول سبز مزارع آلوده، مزارع غله کاری اطراف دهات خود را از زیان آفت مصون نگاهداشته اند. ضمنا در لبنان با سوزانیدن نباتات مبتلا، انتخاب بذر زودرس و کشت نباتات مورد علاقه این آفت به عنوان تله و از بین بردن و سوزانیدن آنها در اردن با کود دادن جهت تقویت گیاه و جمع آوری در موقع شب وسیله نور چراغ و معدوم نمودن آنها و چرانیدن مزارع آلوده تا حدودی از تکثیر و ازدیاد این آفت در مزارع غلات جلوگیری به عمل می آورند. به منظور مبارزه شیمیائی علیه این آفت قبلا از سم آلدرین استفاده می شده است، ولی اخيرا بعلت ممنوعیت استعمال سموم کلره لازمست از سموم جدید موجود روی آفت آزمایش و سپس توصیه گردد ولی به نظر میرسد که سم فنیتر تیون که برای مبارزه با سن گندم بکار می رود بمیزان ۲/۱ لیتر در هکتار علیه این آفت مؤثر باشد. به طوری که اقلیدی (۱۳۴۰) می نویسد برگخوار غلات دارای انواع مختلفی پارازیت می باشد که وجود آنها در بعضی از مناطق آلوده خوزستان باعث نقصان آفت گردیده است و امید می رود که از وجود این پارازیتها بتوان در راه جلوگیری از توسعه و انتشار آفت استفاده نمود.

این پارازیت ها زنبورهائی هستند از خانواده های Braconidae, Calcididae و بالاخص خانواده Eulophidae، بدین ترتیب که زنبور تخمهای خود را روی لاروهای آفت که بین دو اپیدرم برگ وجود دارند گذاشته و از آن تغذیه می نمایند و در همانجا در داخل حفره بین دو اپیدرم برگ تبدیل به شفیره شده و حشره کامل آن بیرون می آید. در بعضی از نواحی خوزستان مانند موسیان و فکه تعداد لاروهای پارازیته شده در داخل یک برگ از سه عدد متجاوز بوده است. یکی از انواع این پارازیتها .Solenotus sp بوده که از خانواده Eulophidae می باشد و بیشتر در اطراف اهواز انتشار دارد.

پست های مرتبط