مقالات

پسیل گلابی(Psylla pyricola Fonster)

پسیل گلابی

Psylla pyricola Fonster

Syn.psylla piricola Fonster,psyllia pyricola Fonster

Psyllidae,Hom.

Eng.pear psylla,Ger. Kleiner Birnenblattsauger

پسیل گلابی که بعضی از باغداران به آن شیره یا عسلک گلابی می گویند به زبان آلمانی به آن پسیل کوچک گلابی اطلاق می گردد، زیرا پسیل دیگری نیز روی درختان گلابی در آن کشور شیوع دارد که نام علمی آنpsylla pyrisuga است و اندازه اش بزرگتر می باشد و آن را پسیل بزرگ گلابی می نامند.

پسیل گلابی یکی از آفات درجه اول درختان گلابی در ایران است و مخصوصاً در سالهای اخیر به علت سمپاشی های بی رویه و به هم خوردن تعادل بیولوژیک، اهمیت فوق‌العاده پیدا کرده است. منشاء این حشره از اروپا بوده و از آنجا به سایر نقاط جهان انتقال یافته و در سال ۱۸۳۲ وارد آمریکا شده است. پسیل گلابی احتمالاً در ایران قدمت زیاد دارد و شاید نوشته دواچی در سال ۱۳۲۸ اولین گزارش باشد. میزبان اصلی این حشره درخت گلابی می باشد و در ایران تاکنون فعالیت آن روی گیاهان دیگر مشاهده نشده است. انواع مختلف گلابی نسبت به حمله این آفت حساسیت متشابه نشان نمی دهند، مثلا در اصفهان درختان سبری(یک قلم گلابی) خیلی کمتر به این آفت مبتلا می‌شود. محل تغذیه پوره ها و حشره کامل در درجه اول برگ بوده ولی می توان آنها را به فراوانی در حال تغذیه از میوه ، دمبرگ  و حتی پوست شاخه و تنه نیز مشاهده نمود.

جمعیت این آفت در نقاط مناسب و در بعضی از سال ها که شرایط مساعد تر می گردد چنان شدت می گیرد که درختان مبتلا یکپارچه پوشیده از پوره‌ها و حشرات کامل این آفت می گردند. این حشره از دو جهت خسارت وارد می نماید اول این که مستقیما شیره نباتی را مکیده و درختان را به شدت ضعیف می نماید دوم آنکه با ترشح شیره سطح برگها و سایر اعضای نباتی را پوشانده و این پدیده گذشته از اخلال در امر تنفس و فتوسنتز باعث تجمع و تمرکز اشعه خورشید در قطرات شیره شده و این قطرات به سان ذره بین برگها را زیر حرارت شدید قرار می‌دهند. در نتیجه در موارد زیاد سوختگی شدید در برگها حادث شده به طوری که به نظر می رسد که درختان به علت سمپاشی هایی با میزان بیشتر از حد مجاز سم دچار این حالت گردیده اند. برگ هایی که اینچنین می سوزند سوراخ سوراخ می گردند به عبارت دیگر نقاط سوخته شده روی برگ ها به تدریج خشکیده و می ریزند. ترشح شیره گهگاه آنچنان شدید است که زیر درختان یک پارچه خیس می شود.

علائم ناشی از خسارت متعدد می باشند. برگهای مبتلا که در هر دو سطح آلوده می شوند پیچیده و دچار ریزش بی موقع می گردند. میوه ها تغییر شکل داده و کوچک و بد شکل می‌شوند. این قبیل میوه ها غالبا می ریزند. میوه های درختان مبتلا بد طعم شده و غیر قابل استفاده می گردند. رشد شاخه ها و درخت دچار اخلال می شود. مواردی که این آفت درختان را نابود نموده فراوانند. شدت ریزش برگها گهگاه آن چنان است که تمام سطح زیر تاج درختان همانند پاییز پوشیده ازبرگ می گردد. این نوع خزان های بی موقع توان درخت را به شدت تقلیل می‌دهد. در موارد متعددی مشاهده گردیده که این گونه درختان مجدداً تولید برگ می نمایند. درشیره پخش شده روی اعضای نباتی گذشته از آنکه قارچهای دوده ای به شدت رشد می‌کنند گرد و خاک نیز نشست نموده و عمل اخلال در اعمال فیزیولوژیک نبات شدت می‌یابد. درختان پسیل زده در برابر ناملایمات اقلیمی مقاومت کمتری از خود نشان می دهند. این آفت در تمام طول سال به فعالیت مشغول است ولی اوج خسارت آن در نواحی دشت از خرداد آغاز و سراسر آن ماه و تابستان ادامه دارد. در ارتفاعات اوج فعالیت حشره در طول تابستان می باشد. علت تاخیر در ظهور اوج فعالیت پسیل همانا تلفات شدید در طول زمستان است ست که جمعیت زمستان گذران ها را به شدت تقلیل داده و در نتیجه آفت در شروع فصل فعالیت از جمعیت قابل ملاحظه‌ای برخوردار نیست.

پسیل گلابی در تمام نقاط میوه خیز ایران انتشار دارد و میزان خسارت آن در نواحی گرم و خشک به مراتب بیشتر از نقاط سرد و مرطوب می باشد. کشورهای حوزه مدیترانه ،اروپا ، آمریکای شمالی، کانادا ، ژاپن و آمریکای جنوبی نیز از دیگر مناطق انتشار این حشره در دنیا است. حشرات کامل پسیل گلابی دارای دو شکلی فصلی میباشند. این اختلاف شکل فصلی موجب گردیده بود، که سابقاً تصور کنند شکل های زمستانه و تابستانه دو گونه متمایز می باشند. شکل زمستان دارای رنگ نارنجی متمایل به قهوه‌ای است و در بعضی از قسمت های پشت سیاه رنگ است.طول حشره در حدود۵/۳تا۴ میلیمتر می باشد.شکل بهاره به رنگ زرد نارنجی و طول آن ۶/۲تا۹/۲میلیمتر است. در هر دو شکل سر نسبتاً بزرگ است. غده پیشانی نوک تیز و در انتها به طرفین متمایل می باشد. چشمها برآمده و نارنجی رنگ است.شاخکها۸_۱۰ مفصلی و در مفصل انتهایی به دوموی حساس ختم می گردد. سینه برجسته است و دارای شش نوار طولی به رنگ سبز روشن می باشد. روی بالهای جلو دو نقطه، یکی در محل تقاطع رگهاSubcostaوRadial و دیگری در نزدیکی لبه پایینی با قرار دارد. بالهای عقبی نیز دارای دو نقطه سیاه رنگ در قسمت بالایی و پایینی می باشد. در قسمت پشتی شکم حشرات نر ۶ نوار و در حشرات ماده ۵ نوار عرضی قهوه ای رنگ دیده می شود. برای تشخیص این گونه از گونه های دیگر شکل زائده تناسلی در حشرات نرمورد مقایسه قرار می گیرد.تخم ها کهربائی رنگ،کشیده وبه طول ۳/۰تا۳۵/۰وعرض آن۱۲/۰میلیمتر می باشند مرد در قسمت ادبی دارای زائده طبیعی است که طول۵/۱ برابر طول تخم می باشد. به علاوه در سطح شکمی و در نزدیکی قسمت جلوی دارای برآمدگی خار مانندی است که وسیله اتصال تخم به سطح برگ یا شاخه می باشد. به همین دلیل بارانهای بهاره قادر نیستند که تخمها را از سطح برگ و شاخه گلابی بشویند. پوره ها ابتدا کهربائی رنگ و بدون بال می باشند ولی به مرور رنگ آنها تغییر می‌کند و خطوط در هم تیره رنگی در نقاط مختلف بدن به وجود می آید. اطراف بدن پوره ها به خصوص در ناحیه شکم دارای موهای طویل و پراکنده می باشد. به علاوه ترشحات سفید رنگی نیز در اطراف بدن دیده می شود. این ترشحات اغلب رشته رشته میباشند و خمیدگی هایی به سمت بالا یا طرف نشان میدهند. آثار بال از سن چهارم ظاهر می شود و به مرور رشد می کند و کامل می گردد . در سنین چهارم و پنجم خطوط سر و سینه به صورت واضح تری دیده می شود و قطعات سر و سینه به خوبی از هم مجزا می باشند . رنگ پوره ها در سنین سوم و چهارم از آبی روشن تا سبز تیره تغییر می کند.

پسیل گلابی زمستان را به صورت حشره کامل در زیر برگ های ریخته شده اطراف یقه درخت و در زیر پوستکهای تنه می گذراند .حشراتی که در اواخر پاییز و اوایل زمستان در اثر خزان برگهای گلابی نتوانسته‌اند دوره زندگی خود را کامل کنند مدتی زیر پوستک ها و سایر پناهگاه های زنده باقی می مانند ولی مطالعات حبیبی در کرج نشان می دهد که این پوره ها نمی توانند تا آخر زمستان زندگی خود را ادامه دهند. به طوریکه در اواخر زمستان روی درخت یا پناهگاههای دیگر به هیچوجه پوره زنده دیده نمی شود حشره کامل زمستانه دارای اندام نسبتاً درشت و رنگ تیره می باشد سراسر فصل زمستان بعضی از این حشرات در روی سرشاخه ها باقی می مانند و در قسمت شمال شرقی تنه تراکم بیشتری نشان می‌دهند . بنابر تحقیقات حبیبی در شرایط آب و هوای کرج اولین تخم ریزی در اوایل اسفند ماه صورت می گیرد .در اصفهان اولین تخم ریزی در نیمه دوم بهمن ماه و یا اوایل اسفند ماه دیده شده است.

بنابر تحقیقات مادسن ، تخم ریزی حشرات ماده هنگامی شروع می‌شود که حرارت از ۱۰ درجه سانتیگراد تجاوز نماید. در این موقع جوانه های درختان میزبان تازه شروع به رشد می کنند. تغییرات شرایط آب و هوایی از سالی به سال بعد باعث تغییراتی در تاریخ اولین تخمریزی می گردد.

اولین تخم ریزی معمولاً روی سر شاخه ها و در نزدیکی جوان ها صورت میگیرد. حشرات ماده تخم های خود را به طور دسته جمعی و اغلب به صورت رشته هایی قرار می‌دهند و از تخم ریزی در محل های ناصاف خودداری می کنند. حشرات ماده زمستانه در طی دوره زندگی خود ۲۰۰ تا ۴۰۰ تخم میگذارند. اکثر تخم ها قبل از ریختن گلبرگها گذاشته می‌شوند ولی به‌طور کلی تخم ریزی نسل زمستانه تا پایان ریزش گلبرگها ادامه دارد. در بهار و تابستان بیشتر تخم ها روی برگ و به حالت مجتمع در نزدیکی رگبرگ های اصلی گذاشته می شود. تعداد تخمهای ماده تابستانه بیشتر از ماده های زمستانه می‌باشد و هر حشره ماده در فصل تابستان قادر است ۵۰۰ تا ۷۰۰ عدد تخم بگذارد. دوره نشوونمای جنین برای نسل اول در حدود ۱۵ تا ۳۰ روز می باشد، ولی در نسل های بعدی چون درجه حرارت بالاتر است این دوره کوتاه تر می گردد. پوره ها پس از خروج از تخم متوجه سرشاخه ها می‌شوند و روی جوانه های برگ متمرکز می گردند. هنگام باز شدن جوانه ها بیشتر تخم ها تفریخ شده اند ولی هنوز عده ای روی سرشاخه ها وجود دارند. در اثر تراکم پوره‌ها روی برگهای جوان، برگ ها کوچک می مانند و پیچیده می شوند. ترشح عسلک در نسل اول نسبتاً کم است و به نظر می رسد که برگها در اوایل رشد به نحوه بهتری احتیاجات مواد پروتئینی پوره ها را تامین می کنند. ولی در نسل های بعدی به خصوص در ماه های گرم تابستان ترشح عسلک شدیدتر می شود و پوره ها اغلب در قطرات درشت عسلک غرق می باشند. در این حالت اغلب انتهای شکم آنها از مایع بیرون است. در نواحی خیلی خشک بخصوص وقتی درجه حرارت بالا باشد قطرات عسلک به شدت غلیظ می شود و در نواحی گرم و خشک عدم وجود پوشش نباتی سطح باغ در انبوهی آفت بسیار اهمیت دارد. در نقاطی که اقدام به از بین بردن پوشش نباتی می‌کنند درجه حرارت بالا میرود و میزان رطوبت نسبی پایین می آید و موجب تسریع رشد پوره ها و شدت خسارت می گردد. به علاوه پوشش نباتی پناهگاه مناسبی جهت پارازیت ها و پرداتور ها در موقع سمپاشی می باشد. در باغ هایی که در اثر بیل زدن و غیره پوشش نباتی وجود ندارد به ندرت پارازیت‌ها و پرداتور ها میتوانند در مقابل عوامل جوی و بخصوص عملیات سمپاشی مقاومت کنند. طول دوره پورگی بستگی به شرایط آب و هوا دارد و از ۲۰ تا ۳۷ روز تغییر می کند.

تعداد نسل حشره در مقاطع مختلف تفاوت می کند و تابع شرایط جغرافیایی و آب و هوایی می باشد. به طور کلی در نقاط مختلف برای این حشره دو تا هفت نسل ذکر کرده اند چنانکه در سال ۱۳۴۲ که در نواحی اطراف کرج شرایط آب و هوا مساعد بود تا هفت نسل از این حشره دیده شده و پوره های نسل هفتم در آبان ماه روی درختان مشاهده گردیده اند. بر اساس تحقیقات رجبی و دستغیب بهشتی پسیل گلابی در شرایط آب و هوایی اصفهان پنج نسل در سال دارد. ضمناً از نظر نوسان جمعیت آفت در طی سال‌های بررسی، آمار تهیه شده نشان می دهد که جمعیت پسیل گلابی به طور کلی از نیمه دوم خرداد ماه روبه ازدیاد گذاشته و در تیرماه به حداکثر می‌رسد، سپس به علت تلفات شدید تخم و پوره (تلفات پوره در مرداد ماه ۸۰ درصد) جمعیت آفت پایین آمده و دوباره از اواسط مرداد ماه به تدریج زیاد شده و در اواخر شهریور ماه به حداکثر می‌رسد. بر اساس مطالعات داوودی( ۱۳۶۴) نیز پسیل گلابی در اوین و اطراف کرج پنج نسل در سال دارد و طول دوره زندگی نسل اول نزدیک به دو ماه و نیم، نسل های دوم تا چهارم ۳۵-۴۰ روز و نسل پنجم حدود شش ماه بوده است. حداکثر انبوهی آفت در نسل آخر می باشد. در میان دشمنان طبیعی، حشرات پارازیت و پرداتور درکاهش انبوهی این آفت اهمیت بسیار دارند. یکی از علل طغیان این آفت در سال‌های اخیر سمپاشی های بی رویه و از بین بردن این حشرات مفید می باشد. در میان پرداتور ها چند گونه از سن هایAnthocoridae  از تخم و پوره های پسیل گلابی تغذیه می کنند. پوره ها و حشرات کامل این سن با داخل نمودن خرطوم خود در تخم و بدن پوره های پسیل گلابی محتویات داخل آن را می مکند. بنابر تحقیقات وایلد یک سن Anthocoridae در طول دوره زندگی خود ۲۰۰ تا ۳۰۰ تخم و در حدود ۳۰۰ پوره پسیل گلابی را از بین می برد. این حشرات به ندرت به حشرات کامل صدمه می زنند و در هنگام تغذیه قبل از آنکه تمام شکارهای خود را روی یک برگ از بین ببرند روی برگ دیگر نمی روند. چند گونه از حشرات جنسChrysopa  از تخم و پوره های پسیل گلابی تغذیه می کنند. هر پرداتور قادر است در ساعت در حدود ۲۰ تخم را از بین ببرد با توجه به اینکه معمولاً این حشرات ساعت های متمادی تغذیه می‌کنند اهمیت آنها در پایین آوردن جمعیت پسیل گلابی مشخص میشود. گونه هایی از کفشدوزک ها که به طور معمول از شته ها تغذیه می کنند گاهی تخم و پوره ها و حشرات کامل پسیل گلابی را نیز مورد حمله قرار می‌دهند ولی اهمیت آنها هرگز به اندازه دو پرداتور قبلی نیست. گونه هایی از مگس های Syrphidae نیز به عنوان پرداتور پسیل گلابی ذکر شده است. علاوه بر این بعضی از انواع زنبور های بالا خانواده Chalcidoidea که سیاه رنگ و به طول حدود۲-۳ میلی متر هستند نیز می توانند پارازیت پوره های پسیل گلابی باشند. پرستو( ۱۳۵۵) که پایان نامه خود را در باره بررسی قدرت پارازیتیسم زنبورTrechnites sp. بر روی پسیل گلابی نوشته است, یکی از پارازیت ها را زنبور Trechnites insidiosus Crawfold ذکر نموده است.

در مبارزه با پسیل گلابی باید توجه داشت که استعمال سموم شیمیایی همیشه بهترین و موثرترین راه نیست بلکه آخرین را می باشد. مبارزات شیمیایی اگر توأم با دقت های لازم نباشد نه تنها نتایج مطلوب نمی دهد بلکه اشکالاتی نیز تولید می کند، کما اینکه یکی از علل طغیان این آفت در سال‌های اخیر استعمال بی رویه سموم شیمیایی می باشد. رعایت فاصله درختان در موقع کشت و هرس و آرایش آنها پس از کشت در پایین آوردن میزان خسارت آفت اهمیت بسیار دارد. زیرا چنانکه قبلاً ذکر گردید درختان نزدیک به هم و انبوه محیط آرام و مساعدی برای نشو و نمای سریع و گسترش آفت ایجاد می کنند. در نواحی گرم و خشک وجود پوشش نباتی مانع است و بالا رفتن درجه حرارت و موجب تعدیل رطوبت می گردد. این عمل علاوه بر آنچه که بر شادابی درخت می افزاید و نبات را در مقابل یخبندان زمستان حفظ می کند از طغیان پسیل گلابی نیز جلوگیری می کند. علف های وحشی از تیره گندمیان در صورتی که از بیل زدن سطح زیر باغ خودداری شود پوشش مناسبی در باغها تشکیل می‌دهند. شبدر و یونجه نیز بر سایر گیاهان پوششی ترجیح دارند. برای مبارزه شیمیایی علیه پسیل گلابی بهترین موقع سمپاشی پس از ریختن کامل گلبرگها است که در اصفهان در اوائل اردیبهشت ماه می باشد. در این موقع پوره های نسل اول در اوج فعالیت خود هستند و مضافاً اینکه اولین طغیان سالانه آفت هنوز شروع نشده است. سمپاشی هایی که در این موقع کارشناسان مذکور انجام داده‌اند تلفاتی تاصد درصد نیز روی آفت آمارگیری کرده‌اند، در حالیکه سمپاشی درد از شروع زمستان گذرانی فقط ۴۴ درصد و تورم جوانه ها فقط ۴۰ درصد تلفات داشته اند. با توجه به مراتب بالا اولین سمپاشی علیه پسیل گلابی در بهار پس از ریزش کامل گلبرگها است و نوبت دوم حدود ۲۰ روز بعد از سمپاشی اول است که این موقع در اصفهان دهه اول خرداد میباشد. در مورد سموم مناسب و موثر علیه این آفت آزمایشات متعددی توسط دواچی و اسماعیلی در قزوین و رجبی و دستغیب بهشتی در اصفهان انجام گردیده که به طور خلاصه امولسیون گوزاتیون۲۰% به نسبت دو در هزار سوپراسید۴۰% به نسبت یک در هزار و یا دیازینون۶۰درصد به نسبت یک در هزار و هر یک همراه با ۱۰ در هزار روغن و لک علیه این حشره تا حدود صد درصد موثر است .